تبليغاتX
گاه نوشت و جملات بزرگان
دلشوره عجیبی دارم.

تجربه سالها دلشوره و آخرش هیچی بهم میگه هیچی نیست و هیچ خبری نیست.

اما دلشوره بدجوری امانم رو بریده.

خسته ام خیلی بیشتر از گذشته............

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آبان1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محب  | 

از صبح دلم آشوبه !!!!


اما کلمات بزرگان:

عشق چیزیست که بیعقلان را عاقل می کند و عاقلان را عاقلتر می نماید و آن ها را که بیش از اندازه عاقلند را کمی بی قید می سازد. (......)


+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 6 قبل از ظهر  توسط محب  | 

می دونم که ....
اما چه کنم از دست این دل ...
هزار ساله که انگار صداتو نشنیدم
هزار ساله که انگار تو رو هرگز ندیدم

آخه هر سالی صد سال گذشته بی تو بر من
نمی دونی چه تلخه کنار تو نبودن
نمی دونم به دیدار امید تازه ای هست
تو آن هستی که بودی اگر روزی دهد دست
هنوز عشق تو جاریست به رگهای تن من
تویی تنها بهونه برای بودن من
از اون روز که تقدیر چه بی رحم منو از تو جدا کرد
از اون روز که دست زمونه منو بی تو رها کرد
نمی دونم به دیدار امید تازه ای هست
تو آن هستی که بودی اگر روزی دهد دست
هنوز عشق تو جاریست به رگهای تن من
تویی تنها بهونه برای بودن من
نبودی ندیدی چه ها بی تو کشیدم
چه روزها چه شبها که دور از تو ندیدم
چه ها بر من گذشته خدا می دونه و بس
نمی دونی که موندم چه تنها و چه بی کس
منو با خود غریبه به هر کس دل نبستم
در این بهت تب آلود شکستن و شکستن
هزار ساله که انگار صداتو نشنیدم
هزار ساله که انگار تو رو هرگز ندیدم
آخه هر سالی صد سال گذشته بی تو بر من
نمی دونی چه تلخه کنار تو نبودن
از اون روز که تقدیر چه بی رحم منو از تو جدا کرد
از اون روز که دست زمونه منو بی تو رها کرد
نمی دونم به دیدار امید تازه ای هست
تو آن هستی که بودی اگر روزی دهد دست
هنوز عشق تو جاریست به رگهای تن من
تویی تنها بهونه برای بودن من
خواننده : مهستی ، آلبوم : هوای عاشقی

__________________
بی وفایی کن ، وفایت می کنند
با وفا باشی ، خیانت می کنند
مهربانی گرچه آئین خوشیست
مهربان باشی ، رهایت می کنند

+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محب  | 

سلام

فعلا سکوت می کنم ببینم چی میشه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محب  | 

 

يه روزي گله کردم من از عالم مستي
تو هم به دل گرفتي دل ما رو شکستي

ما موندیم و تصمیم کبری!

نشد یه بار هم ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آبان1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محب  | 

تا سه نشه بازی نشه

این شامل تصمیم کبری هم میشه. و خیلی چیزهای دیگه

اینم چند تا جمله قصار:

همه ما در تکمیل آرزوهایمان شکست می خوریم، اما شکست مان در برابر ناممکن ها باشکوه و ارزشمند است.
ویلیام فاکنر

یک انسان فقط میتواند با قلبش بدرستی ببیند. چیزی که لازم و ضروری باشد، با چشم دیده نمیشود.
آنتوان دو سنت اگزوپری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 0 قبل از ظهر  توسط محب  | 

هنوز یه چند ماهی از آخرین تصمییمم میگذره.

امروز خیلی قاطی کردم.با خودم گفتم اون وقتی که بهش ایمان داشتم کارم اونجوری شد حالا که دیگه ....

دلم گرفته از این همه کثافت و لجن ....

توی این حیرو بیری تصمیم کبری گرفتم.....

تصمیم قطعی گرفتم !

خدا کنه نشه !

چون می دونم اولین کسی که قاطی می کنه خودم باشم.

فعلا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آبان1388ساعت 3 بعد از ظهر  توسط محب  | 

سلام
گفته بودم خدا این دو روز آخر رو به خیر کنه!...
اینقدر سر کلاس چرت و پرت گفتم که خودم باورم نمیشه.
از درس ، و خیلی چیزهای دیگه.
خیلی سعی کردم که نگم لیسانس کجا بودم اما نشد. چند تا از بچه ها خودشون می دونستن، قبلا جای دیگه باهام کلاس داشتن.

یکی از دلایلی که خیلی ها رو به ازدواج میکشونه، بی همدم بودنه.
خیلی برام جالب بود یکی از استادای علوم پایه وقتی تو دفتر هماهنگی می شینیم شروع میکنه حرف زدن . این هفته برام خاطره تعریف می کرد. من هم خوش صحبتم و هر کی شروع کنه به حرف زدن همراهی اش می کنم. اما خوب ما این موها رو تو آسیاب بور نکردیم !!!!!

اما نصیحت : با کسی ازدواج کنید که از صحبت کردن باهاش لذت می برید.

گذشته ها یادم داده که بفهمم افراد کمی هستن که اون کاری رو میکنن که دوست دارن! گفتن حرف دل کار ساده ای نیست. وقتی پای عمل و آزمایش میاد... احساسی که همراه ترس باشه! همراه تردید باشه!... ولش کن مهم نیست.

الان که این مطالب رو می نویسم سرم خیلی درد میکنه. روحم خسته است و قلبم پر درد اما به آینده امیدوار ....

اما کلمات بزرگان:

جرج الیوت : برای ارواح بشری چه چیزی بالاتر از این است که در هر رنج و محنتی غمخوار یکدیگر و در هر شادی شریک خنده های هم و در خلوت خاطرات یکدیگر تنها تصاویر ماندگار و ابدی وجود هم باشند.

آنتونی رابينز : اگر از نیروی عشق استفاده نکنیم تدریجا فراموشمان می شود.

آنتوان چخوف : انسان همان چیزی است که خود باور دارد.

ناشناس : هر کجا می روی، با تمام قلبت برو.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محب  | 

رفتم به کنار رود ،
 - سر تا پا مست -
رودم ، به هزار قصه ، می برد ز دست
چون قصه درد خویش با او گفتم
لرزید و رمید و نالید و شکست !

فریدون مشیری

سیستم جدید خیلی خوبه میشه خیلی کارها رو انجام داد و ایده ها رو پیاده سازی کرد.
این هفته خوب بود البته باید منظر موند تا آخر هفته ببینیم چی کیشه.
خفن ترین تیکه رو به یکی از دانشجوهای دختر گفتم موبایلش زنگ زد صدای خنده بچه کوچیک بود گفتم ان شاء الله خدا یکیشو نصیبت کنه دیگه نخوای صداشو بزاری برا موبایل.
برای زبان هنوز هیچ کاری نکردم.
باید یه برنامه عملی و ممکن برا همه کار بچینم. این علافی و بیهوده بودن داره آزارم میده.
تا ببینیم چی میشه.

عجیبترین چیز خوابی بود که ۳شنبه دیدم خیلی عجبیب و نمیدونم ...!

کلمات بزرگان

دعا اتحاد آگاهانه با شعور کيهاني است.
دعا التماس، زاري نيست، بلکه همدلي و يگانگي با خداست. جوليا ستن سيرز

نسان هوشمندي که به هوشمندي اش مي نازد، به زنداني مي ماند که به بزرگي زندانش مي بالد. سيمون ديل

اگر فقط طلب عشق کني آنوقت نابالغ باقي خواهي ماند ، بچه باقي خواهي ماند . تا موقعي که بالغ نشوي و نتواني عشق را نثار کني ، هنوز از بچه گي در نيامده اي ... آچاريا


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 0 قبل از ظهر  توسط محب  | 

جملات بزرگان در باب دوستی

بر دوستی که حسود باشد ، ایمن نمی توتن بود. بزرگمهر

برای اینکه دوست پیدا کنی باید خود را لایق و آماده دوستی بار بیاوری. آندره موروا

«گشادن عقده‌های درون در پیش دوستان دو تأثیر دارد؛ یکی آنکه شادی را دوبرابر می‌کند و دیگر آنکه غم را به دونیم می‌سازد زیرا آنکس که دوستان را در شادی خویش انباز می‌کند سرور خاطرش بیشتر می‌شود و آنکه غم دل به یاری موافق می‌گوید، بار اندوه خویش را سبکتر خواهد یافت.»
فرانسیس بیکن

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مهر1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محب  | 

 

زیاد فکر کردن آفت عمل است.

+ نوشته شده در  جمعه 24 مهر1388ساعت 11 بعد از ظهر  توسط محب  | 

ورای طاعت دیوانگان ز ما مطلب       که شیخ مکتب ما عاقلی گنه دانست

همین الان به این نتیجه رسیدم که زیاد ، خیلی زیاد حرف می زنم.

..

..

..

چیه منتظر چیز دیگه ای نباشید گفتم که !

+ نوشته شده در  جمعه 24 مهر1388ساعت 5 قبل از ظهر  توسط محب  | 

شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست
صلای سرخوشی ای صوفيان باده پرست

اساس توبه که در محکمی چو سنگ نمود
ببين که جام زجاجی چه طرفه‌اش بشکست

امروز انشاء الله سیستم جدید رو تحویل میگیرم.خیلی گرون شد،ولی خوب تا چند سالی احتمالا نیاز به تعویض نداره.
این هفته شارژ کم اوردم.دو روز اول هفته رو تعطیل کردم. بقیه اش رو هم نمی شد چون باید جبرانی می زاشتم.
کلی هم امپول و قرص نوش جان شد.هنوز هم ردیف نشدم. سر کلاس گُر گرفته بودم و آتیش از سرم بیرون میزد. اصلا نفهمیدم چی گفتم!

حس می کنم حالو هوا یه جوریه.اگه یاد حماقت های قدیم نبود میگفتم "احساس می کنم یه اتفاقایی داره می افته و ..."

توی کلاس از دو راهکارهوش مصنوعی صحبت شد
تفکر عقلایی و رفتار عقلایی
اینکه تفکر عقلایی یعنی منطق صد در صد درست(البته اگه فرض ها درست باشه)و اینکه اکثرا در عمل قابل اجرا نیست.
و رفتار عقلایی یعنی رسیدن به بهترین نتیجه و در این راه کار درست مهمه که ممکنه عقلانی نباشه
به این فکر کردم که ما کار عقلانی را انجام دادیم یا تفکر عقلانی.
آیا الان میشه در باره درست بودن کارهای قبلمون نظر داد.
آیا تفکر عقلانی یا رفتار عقلایی ،آینده ای گره خورده با گذشته رو رقم میزنه یا نه
احساس چی میگه و عقل ...

پذیرش یه دوره جدید اصلا عقلانی نیست، باید بپذیری ... باور کنی...

گاهی بعضی روزها حس می کنم مسافرم حس می کنم مهمونم و ...

و کلی چیز دیگه

کامات قصاری از بزرگان
 آنتوان چخوف : انسان همان چیزی است که خود باور دارد.
ارد بزرگ : در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود ،  در دیگری را جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید.

جرج الیوت : برای ارواح بشری چه چیزی بالاتر از این است که در هر رنج و محنتی غمخوار یکدیگر و در هر شادی شریک خنده های هم و در خلوت خاطرات یکدیگر تنها تصاویر ماندگار و ابدی وجود هم باشند.

ناشناس : سرمایه های هر دلی، حرفهایی است که برای گفتن داره.

ضرب المثل ایتالیائی  :عشق یعنی ترس از دست دادن تو.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 8 قبل از ظهر  توسط محب  | 

یک هفته ای گذشته
هنوز مقدمات کار انجام نشده ولی از این هفته سعی می کنم کارم رو شروع کنم.نوشتن یک برنامه کمکی برای زبان، شروع زبان، شروع خط و از همه مهمتر شاد بودن!

کلاسهای شهر خودمون خیلی خوش میگذره، گرچه کلی چرت و پرت و مطلب سیاسی و متلک بار این و اون کردیم. به قول خودم با این روند دیگه اوین حتما بهم اتاق خصوصی میدن
هنوز یه جلسه نگذشته بچه ها میان می خوان تیم امداد و نجات راه بندازن چه تیمی بشه!

تنها نکته منفی بیشعوری یکی از دانشجوهای سابق بود که شاید خیلی هم نکته منفی به حساب نیاد. یه تجربه خوب و یه درس برا آینده.

حافظ میگه :

در شگفتم که در این مدت ایام فراق      برگرفتی ز حریفان دل و دل می دادت

جملات بزرگان این بار از ویکتور هوگو و کتاب بینوایان

آزادی ما از نقطه ای شروع می شود که آزادی دیگران به پایان می رسد.

فکر کردن شغل ذهن است و خواب دیدن تفریح آن.

و جمله ای جالب:

«چندنفر نازی بی‌سواد که به خاطر کوبیدن دفترچه‌تلفن بر سر یکی از مخالفین سیاسی، در زمره علمای اعلام حزب هیتلری درآمده‌اند، فریدریش نیچه را به خود منسوب می‌کنند. همه می‌توانند وی را از آن ِخود بدانند! تو به من بگو به چه احتیاج داری تا من نقل‌قول مناسب حالت را فراهم کنم.» کورت تخلسکی

+ نوشته شده در  جمعه 17 مهر1388ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محب  | 

هرچی نوشته بودم پرید.

از لژم هم شده می نویسم اما امشب دیگه نه.

دارم از بی خوابی می میرم.

به طرز بسیار ابله هانی ای به آینده امیدوارم، خیلی !

فقط برا رو کم کنی این جمله از برگان:

دوست داشتن رحمت است، مورد محبت واقع شدن، خوشبختی. دفتر خاطرات تولستوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 0 قبل از ظهر  توسط محب  | 

سلام

از این به بعد گاه نوشت ها رو اینجا می نویسم.خواننده های ثابت وبلاگ قبلی ...ولش کن.

چند وقتی هست که دارم مقدمات یه کار تازه رو اماده می کنم.

تا کارها روی غلطک بیفته طول داره.

این هفته همه کلاس ها رو دو در کردم یا رفتم و درس ندادم یا اصلا نرفتم. حتی کلاس تار!

۵شنبه صبح هم دیدم حوصله ندارم. گوشی رو خاموش کردم و تخت گرفتم خوابیدم. مادرم پرسید مگه کلاس نداری گفتم خوابم مهم تره.

امیدوارم استقلال باز امروز رو ببره. کلی برا دانشجوها کری خوندم.ضایع نشیم خوبه.

اما جملات بزرگان

جهان یادگار است و ما رفتنی     ز مردم نماند بجز گفتنی     فردوسی

زندگی خواهی کرد همسرم!

             و خاطره من چون دود سیاهی

                                              پراکنده می شود در باد

خواهر سرخ گیسوی من!

          در قرن بیستم تلخی مرگ

                                       بیش از یکسال نمی پاید.

ناظم حکمت

+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محب  | 

به ما مي آموزند که به خاطر بسپاريم ، چرا نمي آمزند که فراموش کنيم ؟ هيچکس نيست که زماني در زندگي خود به اين معتقد نشده باشد که حافظه همانگونه که نعمت است بلا و لعنت نيز هست .
 ف – ا – دوريويچ

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محب  | 

 

اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم . شكسپير

تملّق خوراك ابلهان است . شكسپير

سربر گريبان فرو بر، از دل خويش بپرس آنچه را كه مى داند. شكسپير

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 0 قبل از ظهر  توسط محب  | 

 

بدبختي انسان از جهل نيست از تنبلي است. ديل كارنگي

اگر اشخاص تنبل وقت را مي کشند،مردان ساعي آن را احيا مي کنند . کلريچ

هيچيک از تمايلات نفس انساني خطرناک تر از تمايل به تنبلي نييست. اسمايلز

آدم تنبل عصاي شيطان است .ضرب المثل ولزي

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محب  | 

هيچ کس نمي تواند ما را بهتر از خودمان فريب دهد .گوته

کسي که زياد سفر مي کند قصدش فرار از مبدأ است نه رسيدن به مقصود . ميگوئل د اونامونو

آرزومند آن مباش که چيزي غير از آنچه هستي باشي، بکوش که کمال آنچه هستي باشي . دي سلز

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 1 قبل از ظهر  توسط محب  |